باب اندیشه

کتابخانه عمومی آیت الله محقق روستای اصله

باب اندیشه

کتابخانه عمومی آیت الله محقق روستای اصله

معرفی کتاب وقتی مهتاب گم شد

سه شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۴۹ ب.ظ


وقتی مهتاب گم شد (خاطرات علی خوش‌لفظ)
مصاحبه و تدوین: حمید حسام
انتشارات: سوره مهر
651
صفحه

اگر به دنبال کتابی هستید که خیلی ساده و بی‌آلایش، واقعیات جبهه‌ و روابط رزمندگان با یکدیگر را کاملاً بدون روتوش بازگو کرده باشد و حال و هوای جبهه‌ها را با تمام وجود لمس کنید، این کتاب که با ادبیاتی بسیار صمیمی و صادقانه نگاشته شده گزینه بسیار مناسبی برای مطالعه است. بااینکه به علت روحیه خاص علی خوش‌لفظ فضای طنز در بسیاری از خاطرات کتاب حکم‌فرماست، اما در لابه‌لای این خاطرات نکاتی بسیار تأثربرانگیز وجود دارد که به مخاطب درس انسانیت و بندگی را می‌آموزد و بی‌اختیار زبان به تحسین دریای خلوص و ایثار شهدا می‌گشاید.

در مقدمه این کتاب آمده است:
رفیقی داشتم که می‌‏گفت: «اینجا ـ جزیره مجنون ـ جای دیوانه‌‏هاست. دیوانه‏‌هایی که عاشق‏اند. عاشقانی که می‏‌خواهند از راه میان‏بُر به خدا برسند».

تابستان سال 1365 بود و من با این رفیق راه، راه را گم کرده بودم. کجا؟ در جزیره مجنون؛ وقتی‌که از خط برمی‏‌گشتیم. همان دم‌دمای صبح. گرما بالای سی درجه بود و رطوبت هوا بالای هفتاد درصد و ما برای رهایی از گرما و شرجی، بالا‏پوشمان، فقط یک زیرپیراهنی سفید و خیس بود.

آنجا، کسی را دیدم که کلاه پشمی زمستانی را تا پایین ابرو پایین کشیده و کنار نی‏زارها دراز به دراز خوابیده بود. نگاه عاقل اندر سفیهی به او کردم و به رفیقم گفتم...


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۱۷
کتاب دار

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی